تبليغاتX
مهدیه جلیله - ابرجس
 
..
 
   
   
  منوي اصلي
ميانبرها

  فهرست
اخبار مهدیه
تصاویر مهدیه

 

آرشيو هفتگي
هفته چهارم اردیبهشت 1391
هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته دوم فروردین 1391
هفته اوّل فروردین 1391
هفته چهارم اسفند 1390
هفته سوم اسفند 1390
هفته دوم اسفند 1390
هفته اوّل اسفند 1390
هفته چهارم بهمن 1390
هفته سوم بهمن 1390
ادمه ي آرشيو هفتگي

        پايگاه هاي مفيد

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
مهدیه تهران
عاشورا
امام خمينی (ره)
آیت الله خامنه‌ ای
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله خراسانی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله سبحانی
شهید آوینی
هیئت عاشقان علی اصغر س تبریز
اباصالح المهدی (عج)
پایگاه اطلاع رسانی هیئات مذهبی
جمعه های انتظار
یوسف زهرا 14
خورشید
زندگی اسلامی
فاطميات
راه خدا
منتظران ظهور
نورالهدي
عطشان
عطر یاس
منتقمین
حجاب و عفاف
بین الحرمین
گروه تعزیه چهارده معصوم
ستاره سهیل
شبیر
دارالشیعه
بانک اشعار مذهبی
رهجویان ولایت
قفسه
خیمه گاه عقیله العرب اردکان
گهواره اشک
سپاه سیدالشهدا
مهاجر جوان



لوگوي دوستان



 

با نظرات خود ما را یاری فرمایید:::



  برنامه بعدی مهدیه


مراسم سوگواری شهادت امام دهم امام هادی علیه السلام


زمان : پنجشنبه 91/3/4 - بعد از نماز مغرب و عشا


مکان : قم - شهر کهک - 7 کیلومتر بعد از شهر - روستای ابرجس- مهدیه جلیله


                                                                                               منتظر حضور گرمتان هستیم...


نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در چهارشنبه 1391/02/27

 

  به نام خدا

 

http://zibasaz.persiangig.com/pic/bism/2.gif

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در چهارشنبه 1390/10/14

 

  داستان حضرت زهرا

 

همسرت را بشناس !!!


حضرت فاطمه (سلام الله عليها) گويد: نزد رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) رفته سلام كردم .

حضرت فرمود: عليك السلام دخترم !

گفتم : اى پيامبر خدا! به خدا سوگند، امروز صبح در خانه على يك دانه گندم هم نبود و هم اكنون پنج

روز است كه غذا به دهان او وارد نشده است . صبحگاهان نه گوسفندى داشتيم ، نه شترى و نه

خوراكي و نه آشاميدني !

حضرت فرمود: نزديك من بيا! نزديك رفتم . فرمود: دستت را ميان پشت و لباسم قرار ده !

من چنين كردم و مشاهده نمودم كه بين پشت و شانه حضرت سنگى است كه به سينه ايشان

بسته شده است . فريادى كشيدم .

حضرت فرمود: حدود يك ماه است در خانه هاى خاندان محمد آتشى براى غذا افروخته نشده است .

سپس فرمود: آيا قدر و منزلت على را مى دانى ؟ او كارهاى مرا در سن دوازده سالگى كفايت كرد

و در شانزده سالگى در پيش روى من به دفاع از من شمشير زد، در نوزده سالگى شجاعان را بر

زمين زد و كشت و در بيست سالگى غم و اندوه مرا برطرف كرد و در قلعه خيبر را كه پنجاه نفر

نمى توانستند آن را بلند كنند، در بيست و چند سالگى بلند نمود.

چهره فاطمه (سلام الله عليها) از شنيدن اين مطالب روشن شد. نزد على (عليه السلام) آمد، در

حالى كه خانه اش از نور چهره اش روشن شده بود.

على (عليه السلام) به او فرمود: اى دختر محمد! هنگامى كه از نور من بيرون رفتى ، چهره ات بدين

گونه روشن نبود، چه روى داده است ؟

گفت : همانا رسول خدا(صلى الله عليه و آله و سلم ) فضايل تو را برايم گفت ، نتوانستم خود را نگاه

دارم تا اين كه نزد تو آمدم


نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در چهارشنبه 1391/02/27

 

  توصیه های رسول اکرم به دختر بزرگوارش

شب هنگام رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار

را انجـام دهـى:

1-قـرآن را ختـم كنـى،

2-پیامبران را شفیعت گردانى،

3-مؤمنیـن را از خود راضى كنى،

4-حج وعمره اى را به جا آورى.

ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد،گفتـم: یا رسول الله به چهار

چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى

و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود،

و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد،

و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى.

(بهجه ، ج 1)


نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در شنبه 1391/02/23

 

  توجه


o6m47nubv1i7zb2jo55.jpg

با عنایت خداوند متعال مراسم جشن میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س)


در شب ولادت ایشان در مهدیه جلیله ابرجس برگزار شد و با حضور عاشقان


بانوی دوعالم منور گردید .



::: برای تهیه فیلم این مراسم لطفا به یکی از روش های زیر اقدام کنید :::



1- تماس با شماره همراه 09121517261



2- ارسال کلمه "جشن" به شماره پیامک 111 111 8172 3000


نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در شنبه 1391/02/23

 

  زن


رسول اکرم (ص):


أَيُّمَا امرَأَةٍ ماتَت وَزَوجُها عَنها راضٍ دَخَلَتِ الجَنَّةَ؛



هر زنى، از دنيا برود و شوهرش از او راضى باشد، به بهشت مى رود.



نهج الفصاحه، ح 1022


نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در شنبه 1391/02/23

 

  خلاصه زندگی امام خمینی


ميلاد امام خميني (ره)
 
  آن روز كه فرزند "سيد مصطفي" به دنيا آمد، مصادف با 20 جمادي الثاني 1320 قمري سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) بود. مولود اين روز، هديه‌اي به جهانيان بود؛ شخصي كه قافلۀ بشري را به سوي نور خواهد برد. پدرش، نام «روح الله» را برايش برگزيد. مادر محترمه­اش، «هاجر احمدي» بود.[1] پدرش، يك روحاني شجاع و مشهور در خمين و روستاهاي اطرافش بود. او نزد مردم، عالمي محترم و مقبول بود و نفوذ كلمه داشت. در روزگار ايشان، خان‌ها بر مردم حكومت مي‌كردند؛ يعني در هر منطقه، يك يا چند خان بودند كه مالك آن منطقه به حساب مي‌آمدند و همه كارها تحت فرمان آنها انجام مي‌شد. پدر "روح الله"، همواره در برابر ظلم‌ها و ستم‌هاي خان‌ها مي‌ايستاد. قلدرها و گردن كلفت‌ها هميشه مراقب كارهاي خود بودند، تا مبادا "سيد مصطفي" را در برابر خود ببينند. "سيد مصطفي" نه تنها از حق خود، بلكه از حقوق ساير انسان‌هاي ضعيف دفاع مي‌كرد.
  ايشان، با زبان، قلم و گلوله در برابر اشرار و بدكاران مي‌ايستاد و از آنان نمي‌هراسيد. شايد از اين نظر، "سيد روح الله" بيشتر از ساير برادران و خواهرهايش، خصوصيات پدر را به ارث برده بود.[2]
 
شهادت پدر
  ايستادگي "سيد مصطفي" در برابر خان‌هاي كوچك و بزرگ خمين، عرصه را بر آنان تنگ كرده بود. چند ماه از تولد "روح الله" نگذشته بود كه صداي شليك گلوله‌اي در كوره راه كوهستان‌هاي ميان خمين و اراك پيچيد و به دنبال آن، مردي سرفراز، بر خاك افتاد. مزدوران خان‌ها، بي خبر و ناجوانمردانه، وي را هدف قرار دادند و او را به شهادت رساندند.
  وقتي خبر شهادت آن سيد مبارز را همه شنيدند، "روح الله" بيش از 5 ماه نداشت.[3] خبر شهادت پدر امام، در شهرهاي اطراف پيچيد و همهء ‌مظلومان و بي‌پناهان را ناراحت كرد. علماي شهرها، بيكار ننشستند و از حاكم اراك خواستند تا هر چه زودتر، قاتل و يا قاتلان او را دستگير كند. حاكم اراك نيز، حكم بازداشت قاتل و يا قاتلان را صادر كرد و بلافاصله مأموراني را براي دستگيري او به منطقه فرستاد. مأموران حاكم، پس از مدتي تعقيب و گريز، قاتل را در قلعه‌اي قديمي به دام انداختند. او تسليم نمي‌شد؛ ولي بعد از چند ساعت تيراندازي، سرانجام، مأموران او را دستگير كردند و به تهران فرستادند.[4]
 
 
 
مجازات قاتل
  علما و برخي افراد ديگر كه "سيد مصطفي" را مي‌شناختند، خواستار مجازات قاتل شدند و در اين راه، تمام تلاش خود را به كار بستند؛ چند نفر از خانوادۀ شهيد هم به تهران آمده بودند تا مجازات قاتل را از قاضي بخواهند. در مقابل حاميان قاتل و اربابان مي‌كوشيدند تا او به اعدام محكوم نشود. سرانجام، تلاش‌هاي بسيار هواداران و خانوادۀ آن شهيد، ثمر داد و حكم قاتل صادر شد. او را در مقابل مجلس شوراي ملي در ميدان بهارستان بر دار آويختند.[5]
"سيد روح الله" بزرگ و بزرگ‌تر شد، بدون خاطره‌اي از پدر، تنها چيزي كه وجود او را گرم مي‌كرد، آوازۀ بزرگي‌ها و شجاعت‌هاي پدرش از زبان اطرافيان بود. او تعريف‌هاي ديگران را مي‌شنيد و سيماي مهربان، صداي گرم و نگاه نوازشگر پدر را در ذهن خويش مجسم مي‌كرد.
 
تحصیلات
  او آرام آرام بزرگ شد و به سن تحصيل رسيد. طبق رسم آن زمان، وي را به مكتب خانه فرستادند. او در 7 سالگي توانست قرآن خواندن را ياد بگيرد. سپس به يادگيري ادبيات عرب پرداخت. در كنار ادبيات عرب، خوشنويسي را هم مي‌آموخت. برادر بزرگش يعني "آيت الله مرتضي پسنديده"، معلم خوشنويسي او بود. او تا 19 سالگي در خمين تحصيل كرد؛ اما براي ادامۀ تحصيل به اراك رفت. او طلبه‌اي بسيار باسواد، پرتلاش و مرتب بود و با عشق و علاقه تحصيل مي‌كرد. افزون بر اينها، اخلاق نيكويش، همه را مجذوب و علاقمند او كرده بود.
  "سيد روح الله" در اراك با استادي بزرگ به نام "آيت الله شيخ عبدالكريم حائري" آشنا شد. آن استاد بزرگوار مدتي بعد و به دعوت علماي قم، به آن ديار رفت و در آنجا يكي از بزرگ‌ترين حوزه‌هاي علميه جهان اسلام را تأسيس كرد.[6] در نتيجه، حضرت امام هم، همراه عده‌اي از طلاب و روحانيون جوان به قم هجرت كردند تا هم در كنار بارگاه "حضرت معصومه" «سلام الله عليه» باشند و هم از وجود استاد خويش بهره بگيرند.[7] 
  به هر حال، "آقا روح الله"، خدمت استاد بزرگوارش رشد كرد و از خرمن دانش او خوشه چيد. هوش سرشار، پشتكار، نظم و ساير سجاياي اخلاقي‌اش سبب شده بود، تا محبوب همگان باشد و ديگران به وي احترام بگذارند؛ ولي هيچ كس نمي دانست كه دايرۀ محبوبيت وي تا به چه اندازه‌اي گسترده خواهد شد. هيچ كس باور نمي‌كرد كه او مدتي بعد، رهبري قيامي مردمي را به به دست خواهد گرفت، رژيم منحوس پهلوي را سرنگون خواهد كرد و انقلابي را بر مبناي اسلام بنيان خواهد نهاد.
  سخن گفتن از همۀ ابعاد وجود "امام خميني" «قدس سره شريف» در يك مقالۀ مختصر، آسان نيست. با توجه به روز ميلاد بانوي آفتاب و تولد ايشان، اكنون به ذكر خاطراتي از آن انسان والامقام مي‌پردازيم:
 
1. شوخي و مزاح با خانواده
  يكي از مستخدمان حضرت امام (ره) مي‌گويد:« بعد از ظهرها كه مي‌شد، خانوادۀ‌ امام، نوه‌ها، دخترها و عروس ايشان مي‌آمدند و دور معظم له مي نشستند و چنان با امام، گرم مي‌گرفتند و شوخي و مزاح مي‌كردندكه تصور چنين حالتي براي يك رهبر سياسي، با آن همه گرفتاري، شايد غيرممكن مي‌نمود.»[8]
 
2. سوريه
  يكي از نوه‌هاي امام به نام "مسيح" از جبهه برگشته و خدمت پدربزرگ رسيده بود. اما براي شوخي، به او گفتند:« تو شهيد نشدي كه بنياد شهيد ما را يك سفر به سوريه بفرستد؟!»[9] 
 
3. تبسم هميشگی
    يكي از نوه‌هاي حضرت امام مي‌گفت:« معمولاٌ اوقات استراحت امام نزد ايشان مي‌رفتم. گاهي اوقات قبل از نماز مغرب و عشا و گاهي بعد از اخبار و گاهي هم صبح‌ها قبل از رفتن به مدرسه. وقتي وارد اتاق ايشان مي‌شدم، احساس مي‌كردم امام سراپا غرق در شادي شده‌اند و با لبخندي جواب سلام مرا مي‌دهند..اين لبخند شيرين آقا، هيچ گاه فراموشم نخواهد شد. البته امام در هنگام ديدار با نزديكان خويش، همين گونه عمل مي‌كردند و هيچ تفاوتي در ابراز علاقه‌شان ديده نمي‌شد.[10] 
 


[1] . علي حائري و همكاران، روزشمار قمري، ص 170؛ اول، مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما، 1381 ش.
[2] . اميرحسين فردي، امام خميني، ص 11-13 ، چهارم، تهران، وزارت آموزشي و پرورشي، 1380 ش.
[3] . همان، ص 7.
[4] . همان، ص 13.
[5] . همان، ص 14.
[6] . ابوالقاسم گرجي، تاريخ فقه و فقها، ص 289، دوم، تهران، سمت، 1377 ش، و امير حسين فردي، امام خميني، ص 16.
[7] . علي حائري و همكاران، روزشمار شمسي، ص 216، مركز پژوهش‌هاي اسلامي صدا و سيما، اول، 1382 ش.
[8] . احمد لقماني، خنده، شوخي، شادماني، ص 64، اول، سابقون، 1380 ش.
[9] . غلامعلي رجايي، برداشت‌هايي از سيرۀ امام خميني (ره) ، ج 1، ص 35، پنجم، 6 و ج ، 1384 ش. 
[10] . احمد لقماني، خنده، شوخي شادماني، ص 69.

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در شنبه 1391/02/23

 

  تولد امام خمینی



امام خـمیـنى (ره) سمبول مقاومت مظلوم در برابر ظالم

سالروز ولادت رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره)


بر رهروان راه انقلاب مبارک


نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در شنبه 1391/02/23

 

  پیامک های تبریک روز مادر


http://www.askquran.ir/gallery/images/132/1_020a6h37.jpg


پیامبر اکرم-ص:هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند . . .


ای دوست به حنجر شهیدان صلوات / بر قامت بی سر شهیدان صلوات

از دامن زن مرد به معراج رود / بر دامن مادر شهیدان صلوات . . .


بیستم ماه جمادی / این ندا دادی منادی

آمده هنگام شادی / فاطمه از مام زادی


میلاد سرور بانوان جهان

و مادر تمام شیعیان بر شما و تمام ایرانیان مبارک باد . . .


شد جهان پرشور و غوغا / صفحه ی گیتی مصفا

بیت احمد طور سینا / پا نهد زهرا-س به دنیا . . .


در زاد روز این پسر و مادر / شمس و قمر قرینه ی یکدیگر

مادر، بزرگ بانوی دین، زهراست / فرزند او، خمینی روح الله است

مادر، چراغ روشن ایمان است / فرزند، روشنایی ایران است

از مهر مادر و خط این فرزند / یا رب به ما جدائی از آن مپسند . . .


در آسمان آبی دلم، جایی برای ابرها نیست

مادرم! دعایم کن که با دعایت ، دلم خانه دردها نیست

عزیزترین عزیزانم ، روزت مبارک . . .


تو بهترین گل، میان شهر گلهایی تو رنگ آفتابی،

شب که می رسد، مثل ستاره، گوئیا مهتابی

مادر خوبم ، روزت مبارک . . .


آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،

تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد

به مادرم . . .

که مهرش تا ابد در دلم جای دارد . . .


مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران

مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد . . .


دو موجود هستی گرامی تر است / یکی میهن و دیگرش مادر است

ستایش کنم زن که او مادر است / که مادر سزاوار زیب و زر است

تو ای مادر من نوای میهن من / کنم خواب در اغوشت ای سرور من . . .


مادر

کاشکی می شد بهت بگم / چقدر صدات و دوست دارم

لالایی هات و دوست دارم / بغض صدات و دوست دارم . . .


بهشت ها برای تو آفریده شده اند و درختان برای اینکه سایبان تو باشند

سر از خاک بر می آورند . . .


مادر تو غزل زیبای محبت و ایثاری

دوستت دارم و نام تو را با چشمه ها و رودها زمزمه میکنم . . .


همسرم، معنای عشق و دوستی را در تمنای وجود تو یافتم.

مادرم، با تو زیستن، بهشتِ زندگی من است . . .


مادرم، خواستم خوشبوترین گل دنیا را برایت هدیه بیاورم،

اما دیدم تو خوشبوترین گل دنیا هستی . . .



نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در شنبه 1391/02/23

  ادامه مطلب

  روز زن مبارک

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در پنجشنبه 1391/02/21

 

  تبریک ولادت حضرت زهرا

کارت پستال درخواستی طراحان

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در پنجشنبه 1391/02/21

 

  جشن ولادت فاطمه زهرا (س)

::: منتظر حضور گرمتان هستیم :::

 

جشن بزرگ ولادت یگانه دلبند رسول مهر و دوستی

 

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

            ولادت حضرت زهرا

 

زمان :

جمعه ۲۲/۲/۱۳۹۱ - بعد از اذان مغرب (شب میلاد)

 

مکان: 

قم - شهر کهک - ۷ کیلومتر بعد از شهر - روستای ابرجس - مهدیه جلیله

 

 

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در دوشنبه 1391/02/18

 

  فاطمه تنهاست

کارت پستال درخواستی طراحان

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در پنجشنبه 1391/02/07

 

  غریب مدینه

کارت پستال درخواستی طراحان

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در پنجشنبه 1391/02/07

 

  یا زهرا

نويسنده مطلب محمد مهدی شریفی در پنجشنبه 1391/02/07

 

 

مطالب گذشته

برنامه بعدی مهدیه
به نام خدا
داستان حضرت زهرا
توصیه های رسول اکرم به دختر بزرگوارش
توجه
زن
خلاصه زندگی امام خمینی
تولد امام خمینی
پیامک های تبریک روز مادر
روز زن مبارک
تبریک ولادت حضرت زهرا
جشن ولادت فاطمه زهرا (س)
فاطمه تنهاست
غریب مدینه
یا زهرا


  سخني با شما



::. مـهـدیـه جـلـیـلـه ::. در سال 90-89 به همت " علی نقی شریفی " و لطف و عنایت خداوند متعال به منظور برگزاری مراسم های مختلف مذهبی اعم از جشن ها و سوگواری های اهل بیت (ع) و شادی روح والدین ایشان؛ در روستای ابرجس از توابع شهر کهک در استان قم احداث گردید.

پست الکترونیک مهدیه : mahdiehjalileh@yahoo.com
09124531857 محمد مهدی شریفی



لوگوي ما



  آمار


آمار بازديد :

با عضويت در سايت ،جديدترين اخبار مهديه را دريافت نماييد






 

صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  افزودن به علاقه مندي ها | ذخيره صفحه | طراح قالب


Powered By http://www.mahdiehjalileh.ir Copyright © 2009 by mjalileh
Design By : http://www.mahdiehjalileh.ir